غزل شمارهٔ 336
Poet: Rumi
Toggle stanza 1بده یک جام ای پیر خرابات
11
بده یک جام ای پیر خرابات
مگو فردا که فی التأخیر آفات
22
به جای باده درده خون فرعون
که آمد موسی جانم به میقات
33
شراب ما ز خون خصم باشد
که شیران را ز صیادیست لذات
44
چه پرخونست پوز و پنجه شیر
ز خون ما گرفتست این علامات
55
نگیرم گور و نی هم خون انگور
که من از نفی مستم نی ز اثبات
66
چو بازم گرد صید زنده گردم
نگردم همچو زاغان گرد اموات
77
بیا ای زاغ و بازی شو به همت
مصفا شو ز زاغی پیش مصفات
88
بیفشان وصفهای باز را هم
مجردتر شو اندر خویش چون ذات
99
نه خاکست این زمین طشتیست پرخون
ز خون عاشقان و زخم شهمات
1010
خروسا چند گویی صبح آمد
نماید صبح را خود نور مشکات
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چه دارد این صفات حاجت آیات
به جز ورد دعای حضرت ذات
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 391
صلای باده زد پیر خرابات
بیا ساقی که فی التاخیر آفات
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 96
هر آن روزی که باشم در خرابات
همی نالم چو موسی در مناجات
SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 69
چه خواهی کرد قرایی و طامات
تماشا کرد خواهی در خرابات
SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 71
نخواهم من طریق و راه طامات
مرا مِی باید و مسکن، خرابات
SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 72
سحرگاهی شدم سوی خرابات
که رندان را کنم دعوت به طامات
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 15
ایا ساقی توی قاضی حاجات
شرابی ده که آرد در مراعات
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 360

