غزل شمارهٔ 1179
Toggle stanza 1غره وجه سلبت قلب جمیع البشر
11
غره وجه سلبت قلب جمیع البشر
ضاء بها اذ ظهرت باطن لیل کدر
22
انی وجدت امراه اوصفه تملکهم
او قمراء محتجباء تحت حجاب الفکر
33
داخله خارجه شارقه بارقه
صورتها کالبشر خلقتها من شرر
44
حین نأت تنقصنی حین دنت ترقصنی
کادسنا برقتها یذهب نور البصر
55
قامتها عالیه قیمتها غالیه
غمزتها ساحره ریقتها من سکر
66
هدهدها من سباء اتحفنا من نبً
مندیها اخبرنی غیبنی کالخبر
77
قلت لروح القدس ما هی قل لی عجباً
قال اما تعرفها تلک لا حدی الکبر
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چون سر کس نیستت فتنه مکن دل مبر
چونک ببردی دلی باز مرانش ز در
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1125
سست مکن زه که من تیر توام چارپر
روی مگردان که من یک دلهام نی دوسر
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1126
وجهک مثل القمر قلبک مثل الحجر
روحک روح البقا حسنک نور البصر
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1127
بر سر ره دیدمش تیزروان چون قمر
گفتم بهر خدا یک دمه آهسته تر
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1128
گفت لبم چون شکر ارزد گنج گهر
آه ندارم گهر گفت نداری بخر
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1131
چون سرِ کس نیستت، فتنه مکن دل مبر
چونک ببردی دلی، پردهٔ او را مدر
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1132

