غزل شمارهٔ 1127
Toggle stanza 1وجهک مثل القمر قلبک مثل الحجر
11
وجهک مثل القمر قلبک مثل الحجر
روحک روح البقا حسنک نور البصر
22
دشمن تو در هنر شد به مثل دم خر
چند بپیماییش نیست فزون کم شمر
33
اقسم بالعادیات احلف بالموریات
غیرک یا ذا الصلات فی نظری کالمدر
44
هر که به جز عاشقست در ترشی لایقست
لایق حلوا شکر لایق سرکا کبر
55
هجرک روحی فداک زلزلنی فی هواک
کل کریم سواک فهو خداع غرر
66
چون سر کس نیستت فتنه مکن دل مبر
چونک ببردی دلی بازمرانش ز در
77
چشم تو چون رهزند ره زده را ره نما
زلف تو چون سر کشد عشوه هندو مخر
88
عشق بود دلستان پرورش دوستان
سبز و شکفته کند جان تو را چون شجر
99
عشق خوش و تازه رو طالب او تازه تر
شکل جهان کهنهای عاشق او کهنه خر
1010
عشق خران جو به جو تا لب دریای هو
کهنه خران کو به کو اسکی ببج کمده ور
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چون سر کس نیستت فتنه مکن دل مبر
چونک ببردی دلی باز مرانش ز در
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1125
سست مکن زه که من تیر توام چارپر
روی مگردان که من یک دلهام نی دوسر
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1126
بر سر ره دیدمش تیزروان چون قمر
گفتم بهر خدا یک دمه آهسته تر
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1128
گفت لبم چون شکر ارزد گنج گهر
آه ندارم گهر گفت نداری بخر
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1131
چون سرِ کس نیستت، فتنه مکن دل مبر
چونک ببردی دلی، پردهٔ او را مدر
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1132
غره وجه سلبت قلب جمیع البشر
ضاء بها اذ ظهرت باطن لیل کدر
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1179

