غزل شمارهٔ 1416
Poet: Rumi
Toggle stanza 1تُرُش رویی و خشمینی چنین شیرین ندیدهستم
تُرُش رویی و خشمینی چنین شیرین ندیدهستم
ز افسونهاش مجنونم ز افسانهاش سرمستم
بتان بس دیدهام جانا ولیکن نی چنین زیبا
توی پیوندم و خویشم کنون در خویش درجستم
همه شب از پریشانی چنان بودم که می دانی
ولیک این دم ز حیرانی کریما از دگر دستم
از این حالت که دل دارد بگیر و برجهان او را
که من خاکی ز سعی تو ز روی خاک برجستم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ز عشقت خواستم از جان و یک دم با تو ننشستم
بریدم از جهان بهر تو و با تو نپیوستم
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1490
الا ای ساقی دلبر مدار از می تهی دستم
که من دل را دگرباره به دام عشق بربستم
SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 238
دلا مشتاق دیدارم غریب و عاشق و مستم
کنون عزم لقا دارم من اینک رخت بربستم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1418
بگفتم حال دل گویم از آن نوعی که دانستم
برآمد موج آب چشم و خون دل نتانستم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1419
اگر شد سود و سرمایه چه غمگینی چو من هستم
برآور سر ز جود من که لاتأسوا نمودستم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1420
Sources
Persian text source: Ganjoor

