غزل شمارهٔ 1420
Poet: Rumi
Toggle stanza 1اگر شد سود و سرمایه چه غمگینی چو من هستم
اگر شد سود و سرمایه چه غمگینی چو من هستم
برآور سر ز جود من که لاتأسوا نمودستم
اگر فانی شود عالم ز دریایی بود شبنم
گر افتادهست او از خود نیفتادهست از دستم
جهان ماهی عدم دریا درون ماهی این غوغا
کنم صیدش اگر گم شد که من صیاد بیشستم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ز عشقت خواستم از جان و یک دم با تو ننشستم
بریدم از جهان بهر تو و با تو نپیوستم
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1490
الا ای ساقی دلبر مدار از می تهی دستم
که من دل را دگرباره به دام عشق بربستم
SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 238
تُرُش رویی و خشمینی چنین شیرین ندیدهستم
ز افسونهاش مجنونم ز افسانهاش سرمستم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1416
دلا مشتاق دیدارم غریب و عاشق و مستم
کنون عزم لقا دارم من اینک رخت بربستم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1418
بگفتم حال دل گویم از آن نوعی که دانستم
برآمد موج آب چشم و خون دل نتانستم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1419
Sources
Persian text source: Ganjoor

