غزل شمارهٔ 1047
Toggle stanza 1در این سرما و باران یار خوشتر
In this cold and rain the Beloved is sweeter, the Beauty in the bosom, and Love in the brain.
The Beauty in the bosom, and what a beauty! Graceful and fair and supple and fresh and shining-new.
In this cold let us flee to his quarter, for none his like was ever born of mother.
In this snow let us kiss his lips, for snow and sugar refresh the heart.
I have no more strength, I am gone out of hand, they have carried me away and brought me again.
When his phantasm suddenly enters the heart, the heart departs out of its place; God is Most Great!
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
دلا منشین درین ویرانه چون چغد
سوی مرغان قدسی آشیان پر
JamiDivan-e AshʿarQitʿatشمارهٔ 23
قدت سرویست جانا سایه پرور
به صد دل در هوای او صنوبر
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 168
زهی نور تو از هر ذره ظاهر
کمال وحدت ذات تو قاهر
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 247
ز رشک قدت ای سرو سمنبر
به صد پاره دلی دارد صنوبر
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 433
به خونم گر کشی تیغ ای ستمگر
نخواهد شد تمنای تو از سر
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 434
کند گل چون رخت خود را تصور
ازان دارد ز گل غنچه دلی پر
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 436
الا تا ننگری در روی نیکو
که آن جسمست و جانش خوی نیکو
SaadiMawaʿizMasnaviyatشمارهٔ 39
جوان سخت رو در راه باید
که با پیران بیقوّت بپاید
SaadiMawaʿizMasnaviyatشمارهٔ 40
نصیحت از دشمن پذیرفتن خطاست ولیکن شنیدن رواست تا به خلاف آن کار کنی که آن عین صواب است.
حذر کن زآنچه دشمن گوید آن کن
SaadiGolestanباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 17
جوهر اگر در خلاب افتد، همچنان نفیس است و غبار اگر به فلک رسد، همان خسیس. استعداد بی تربیت دریغ است و، تربیت نامستعد ضایع. خاکستر نسبی عالی دارد که آتش جوهر علویست ولیکن چون به نفس خود هنری ندارد، با خاک برابر است و قیمت شَکَر نه از نی است ، که آن خود خاصیت وی است.
چو کنعان را طبیعت بی هنر بُود
SaadiGolestanباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 53

