رباعی شمارهٔ 609
Poet: Rumi
Toggle stanza 1تا گوهر جان در این طبایع افتاد
تا گوهر جان در این طبایع افتاد
همسایه شدند با وی این چار فساد
زان گور بدان گور از آن رنگ گرفت
همسایهٔ بدخدای کس را ندهاد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
هر گه خوانی «الف بی » ای حورنژاد
از دست دو «دال و الفت » خواهم داد
JamiDivan-e AshʿarRubaʿiyatشمارهٔ 30
بر عزم سفر دلی ز گیتی ناشاد
رفتم به وداع آن بت حور نژاد
JamiDivan-e AshʿarRubaʿiyatشمارهٔ 31
بر گوشه چشم تو که چشمش مرساد
دانی ز چه خاست آن کبودی که فتاد
JamiDivan-e AshʿarRubaʿiyatشمارهٔ 39
کس مشکل اسرار اجل را نگشاد
کس یک قدم از دایره بیرون ننهاد
KhayyamRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 82
کس مشکل اسرارِ فلک را نگشاد
کس یک قدم از نهاد بیرون ننهاد
KhayyamRubaʿiyat-e Khayyam be Pazhuhesh-e Sayyid ʿAli Mir-Afzaliرباعیات محتملشمارهٔ 14
آن شیفته را چو باد در بوق افتاد
آن گنبد سیمرنگ بر باد بداد
SaadiKhabithat va Majalis al-Hazlخبیثاتشمارهٔ 10
آن عهد به یاد داری و دولت و داد
کز عاشق بیچاره نمیکردی یاد؟
SaadiKhabithat va Majalis al-Hazlخبیثاتشمارهٔ 11
گفتم که بیا پیش من ای حورنژاد
گفتا که بیار تا چهام خواهی داد
SaadiKhabithat va Majalis al-Hazlخبیثاتشمارهٔ 12
روی تو به فال دارم ای حور نژاد
زیرا که بدو بوسه همی نتوان داد
SaadiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 30
دادار که بر ما در قسمت بگشاد
بنیاد جهان چنانکه بایست نهاد
SaadiMawaʿizRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 9
Sources
Persian text source: Ganjoor

