رباعی شمارهٔ 262
Toggle stanza 1تا در دل من صورت آن رشک پریست
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
هر دیده که روزی به جمالت نگریست
چون از تو جدا ماند چرا خون نگریست
JamiDivan-e AshʿarRubaʿiyatشمارهٔ 27
ابر آمد و زار بر سرِ سبزه گریست
بی بادهٔ گُلرنگ نمیشاید زیست
KhayyamTaraneh-ha-ye Khayyam (Sadeq Hedayat)ذرات گردنده [73-57]رباعی 61
ابر آمد و باز بر سرِ سبزه گریست
بی بادهٔ گلرنگ نمیباید زیست
KhayyamRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 8
یکی از رفیقان شکایتِ روزگارِ نامساعد به نزد من آورد که کفافِ اندک دارم و عیالِ بسیار و طاقتِ بار فاقه نمیآرم و بارها در دلم آمد که به اقلیمی دیگر نقل کنم تا در هر آن صورت که زندگانی کرده شود، کسی را بر نیک و بدِ من اطّلاع نباشد.
بس گرسنه خفت و کس ندانست که کیست
SaadiGolestanباب اول در سیرت پادشاهانحکایت شمارهٔ 16
چندان چشمم که در غم هجر گریست
هرگز گفتی گریستنت از پی چیست
SanaiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 79
بی آنکه دو دیده بر جمالت نگریست
در آرزوی روی تو خونابه گریست
IraqiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 37
از آرزوی یقین چو مینتوان زیست
بر خلق بباید ای خردمند! گریست
AttarMukhtar-namehباب نهم: در مقام حیرت و سرگشتگیشمارهٔ 11
ای بس که دلم بر در تو خون بگریست
و آواز نیامد ز پس پرده که کیست
AttarMukhtar-namehباب سی و سوم: در شكر نمودن از معشوقشمارهٔ 19
زان روز که عشق تو به من درنگریست
خلقی به هزار دیده بر من بگریست
AttarMukhtar-namehباب چهل و یكم: در صفت بیچارگی عاشقشمارهٔ 29
زان روی که در روی تو چشمم نگریست
از گریهٔ من مردم چشمم بنزیست
AttarMukhtar-namehباب بیست و ششم: در صفت گریستنشمارهٔ 32

