رباعی شمارهٔ 1912
Poet: Rumi
Toggle stanza 1گر آنکه امین و محرم این رازی
گر آنکه امین و محرم این رازی
در بازی بیدلان مکن طنازی
بازیست ولیک آتش راستیش
بس عاشق را که کشت بازی بازی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
تا کی به جمال و مال دنیا نازی
آمد گه آنکه راه عقبی سازی
SaadiMawaʿizRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 53
چون بلبل داریم برای بازی
چون گل که ببوییم برون اندازی
SanaiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 395
ناکرده به پرِّ پشهای دمسازی
چندیم به پای پیلِ هجر اندازی
AttarMukhtar-namehباب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوقشمارهٔ 10
هر روز ز نو پردهٔ دیگر سازی
تادر پس پرده عشق با خود بازی
AttarMukhtar-namehباب سیام: در فراغت نمودن از معشوقشمارهٔ 26
از بس که تو خود به خویشتن مینازی
یک لحظه به عاشقی نمیپردازی
AttarMukhtar-namehباب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوقشمارهٔ 7
ای آنکه ز خاک تیره نطعی سازی
هر لحظه بر او نقش دگر اندازی
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1696
ای آنکه نظر به طعنه میاندازی
بشناس دمی تو بازی از جان بازی
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1702
با زهره و با ماه اگر انبازی
رو خانه ز ماه ساز اگر میسازی
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1782
Sources
Persian text source: Ganjoor

