Toggle stanza 1
سماع صوفیان می درنگیرد
1
سماع صوفیان می درنگیرد
که آتش هیزمی را تر نگیرد
2
یقین می‌دانک جسمانیست آفت
مکوپ این دست تا پا برنگیرد
3
بیابد خلوت عشرت مسیحا
اگر مجلس ز گاو و خر نگیرد
4
چرا در بزم خلوت بی‌گرانان
دل ما عیش را از سر نگیرد
5
نه اصل این بنا باشد کلوخی
کلوخی لطف آن دلبر نگیرد
6
که چشم حقد یوسف را نداند
که بانگ چنگ گوش کر نگیرد
7
ز هر آهو نه صحرا مشک یابد
ز هر گاوی جهان عنبر نگیرد
8
ز هر نی ناله مشتاق ناید
و هر مرغی ز نی شکر نگیرد
9
چه داند لطف زهره زهره رفته
که او را گوشه چادر نگیرد
10
می جان را به جز جانی ننوشد
که جسمانی می انور نگیرد
11
نه هر ابری حریف ماه گردد
که اختر را به جز اختر نگیرد
12
اگر دلدار گیرد در جهان کس
از این دلدار ما خوشتر نگیرد
13
خداوند شمس دین آن نور تبریز
که هر کس را چو من چاکر نگیرد

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…