غزل شمارهٔ 3154
Poet: Rumi
Toggle stanza 1ز اول بامداد سرمستی
11
ز اول بامداد سرمستی
ور نه دستار کژ چرا بستی
22
سخت مستست چشم تو امروز
دوش گویی که صرف خوردستی
33
جان مایی و شمع مجلس ما
السلام علیک خوش هستی
44
باده خوردی و بر فلک رفتی
مست گشتی و بند بشکستی
55
صورت عقل جمله دلتنگیست
صورت عشق نیست جز مستی
66
مست گشتی و شیرگیر شدی
بر سر شیر مست بنشستی
77
باده کهنه پیر راه تو بود
رو که از چرخ پیر وارستی
88
ساقی انصاف حق به دست توست
که جز آن شراب نپرستی
99
عقل ما بردهای ولیک این بار
آن چنان بر که بازنفرستی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

