غزل شمارهٔ 2108
Poet: Rumi
Toggle stanza 1مینروم هیچ از این خانه من
11
مینروم هیچ از این خانه من
در تک این خانه گرفتم وطن
22
خانه یار من و دارالقرار
کفر بود نیت بیرون شدن
33
سر نهم آن جا که سرم مست شد
گوش نهم سوی تنن تنتنن
44
نکته مگو هیچ به راهم مکن
راه من این است تو راهم مزن
55
خانه لیلی است و مجنون منم
جان من این جاست برو جان مکن
66
هر کی در این خانه درآید ورا
همچو منش باز بماند دهن
77
خیز ببند آن در اما چه سود
قارع در گشت دو صد درشکن
88
ای خنک آن را که سرش گرم شد
ز آتش روی چو تو شیرین ذقن
99
آن رخ چون ماه به برقع مپوش
ای رخ تو حسرت هر مرد و زن
1010
این در رحمت که گشادی مبند
ای در تو قبله هر ممتحن
1111
شمع توی شاهد تو باده تو
هم تو سهیلی و عقیق یمن
1212
باقی عمر از تو نخواهم برید
حلقه به گوش توام و مرتهن
1313
مینرمد شیر من از آتشت
مینرمد پیل من از کرگدن
1414
تو گل و من خار که پیوستهایم
بیگل و بیخار نباشد چمن
1515
من شب و تو ماه به تو روشنم
جان شبی دل ز شبم برمکن
1616
شمع تو پروانه جانم بسوخت
سر پی شکرانه نهم بر لگن
1717
جان من و جان تو هر دو یکی است
گشته یکی جان پنهان در دو تن
1818
جان من و تو چو یکی آفتاب
روشن از او گشته هزار انجمن
1919
وقت حضور تو دو تا گشت جان
رسته شد از تفرقه خویشتن
2020
تن زدم از غیرت و خامش شدم
مطرب عشاق بگو تن مزن
2121
خطه تبریز و رخ شمس دین
ماهی جان راست چو بحر عدن
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
آن که شناسندهٔ این گوهرست
گر همه نفرین کندم در خورست
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarMasnaviyatشمارهٔ 9 - محض به سخن شناسان حق خورده گیری را قایل است:
لقمهای از زهر زده در دهن
مرگ فشردش همه در زیر غن
RudakiMasnavi-haابیات به جا مانده از دیگر مثنویهاپاره 5
ساقی من خیزد بیگفت من
آرد آن باده وافر ثمن
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2105
ای تو پناه همه روز محن
بازسپردم به تو من خویشتن
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2109

