غزل شمارهٔ 2108

Poet: Rumi

Metre: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

Rhyme: ن

Poems with the same metre and rhyme: 4

Poetic form: Ghazal

Toggle stanza 1
می‌نروم هیچ از این خانه من
1
می‌نروم هیچ از این خانه من
در تک این خانه گرفتم وطن
2
خانه یار من و دارالقرار
کفر بود نیت بیرون شدن
3
سر نهم آن جا که سرم مست شد
گوش نهم سوی تنن تنتنن
4
نکته مگو هیچ به راهم مکن
راه من این است تو راهم مزن
5
خانه لیلی است و مجنون منم
جان من این جاست برو جان مکن
6
هر کی در این خانه درآید ورا
همچو منش باز بماند دهن
7
خیز ببند آن در اما چه سود
قارع در گشت دو صد درشکن
8
ای خنک آن را که سرش گرم شد
ز آتش روی چو تو شیرین ذقن
9
آن رخ چون ماه به برقع مپوش
ای رخ تو حسرت هر مرد و زن
10
این در رحمت که گشادی مبند
ای در تو قبله هر ممتحن
11
شمع توی شاهد تو باده تو
هم تو سهیلی و عقیق یمن
12
باقی عمر از تو نخواهم برید
حلقه به گوش توام و مرتهن
13
می‌نرمد شیر من از آتشت
می‌نرمد پیل من از کرگدن
14
تو گل و من خار که پیوسته‌ایم
بی‌گل و بی‌خار نباشد چمن
15
من شب و تو ماه به تو روشنم
جان شبی دل ز شبم برمکن
16
شمع تو پروانه جانم بسوخت
سر پی شکرانه نهم بر لگن
17
جان من و جان تو هر دو یکی است
گشته یکی جان پنهان در دو تن
18
جان من و تو چو یکی آفتاب
روشن از او گشته هزار انجمن
19
وقت حضور تو دو تا گشت جان
رسته شد از تفرقه خویشتن
20
تن زدم از غیرت و خامش شدم
مطرب عشاق بگو تن مزن
21
خطه تبریز و رخ شمس دین
ماهی جان راست چو بحر عدن

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor