How those candles appeared to the eye as seven men.
بخش 91 - نمودن آن شمعها در نظر هفت مرد
Toggle stanza 1هفت شمع اندر نظر شد هفت مَرد
هفت شمع اندر نظر شد هفت مَرد
نورشان میشد به سقف لاژورد
The seven candles appeared to the eye as seven men: their light was mounting to the azure vault.
پیش آن انوار نور روز، دُرد
از صلابت نورها را میستُرد
Beside those lights the daylight was (murky as) dregs: by their intensity they were obliterating (all other) lights.
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
حاتم طایی تویی اندر سخا
رستم دستان تویی اندر نبرد
RudakiQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 30 - در مدح نصر بن احمد سامانی
اندر آن شهری که موش آهن خورد
باز پرد در هوا، کودک برد
RudakiMasnavi-haابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 32
شکر ایزد را که تا من بودهام
حرص و آزم ساعتی رنجه نکرد
SanaiDivan-e AshʿarQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 58
ناز را رویی بباید همچو ورد
چون نداری گرد بدخویی مگرد
SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 108
ای چو عقل از کل موجودات فرد
وی جوان از تو سپهر سالخورد
SanaiDivan-e AshʿarQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 33
سالها بودم ز عشق گل بدرد
با دو چشم پر زخون و روی زرد
AttarNuzhat al-Ahbabبخش 18 - غزل
Sources
Persian text source: Ganjoor

