غزل شمارهٔ 295
Poet: Urfi
Toggle stanza 1دوش از پیش نظر، چون غمش از دل برود
دوش از پیش نظر، چون غمش از دل برود
چه کنم آه، که یک دم ز مقابل برود
تا ابد ناوک کاری خورم و جان ندهم
دشمنی گر نکند بخت، که قاتل برود
چون رود غمزهٔ او تیغ زنان، از دنبال
نیم بسمل عجبی نیست که بسمل برود
به وداع که مرا می بری ای دل، بگذار
گر بمیرم من و جان از پی محمل برود
ننگ آن صید زبونم، که چو در صیدگهی
به غلط کشته شود، ننگ به قاتل برود
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
گفتمش سیر ببینم مگر از دل برود
وآن چنان پای گرفتهست که مشکل برود
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 263
یاد آن جلوه مستانه کی از دل برود؟
این نه موجی است که از خاطر ساحل برود
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3575
هرکه پوشد نظر از کام به منزل برود
دایم آواره بود هرکه پی دل برود
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3576
کس چو من نیست که پیش نظر از دل برود
غایب از دیده نگردد ز مقابل برود
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 206
ذوق در خاک تپیدن اگر از دل برود
تا ابد کشتهی زار از پی قاتل برود
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 165
Sources
Persian text source: Ganjoor

