غزل شمارهٔ 454
Toggle stanza 1از شش جهتم شکوه زند موج خموشم
از شش جهتم شکوه زند موج خموشم
در زهر زنم غوطه و سرچشمهٔ نوشم
سر تا به قدم عیبم و از دوستی خویش
عیبی نشناسم کزان پرده نپوشم
بر خلق نخواهم که زنم ناصیهٔ خویش
تا جمله بدانند که من بیهده کوشم
تزویر خرم بهر دو عالم به وکالت
هر گاه که در کوی ریا زهد فروشم
تا فتنهٔ فردای قیامت نشناسی
این مغبچه امروز ببین بر سر دوشم
از دردکشان شو که من غمزده، عرفی
تا بودم از آن جمع نه غم بود نه هوشم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
زین پس سر آن نیست که من زهد فروشم
ساقی، قدحی ده که به روی تو بنوشم
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1492
زبن سجدهٔ خود دار تفاخر چه فروشم
در راه تو افتاده سرم لیک به دوشم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2217
از تلخ زبانان نشود پست خروشم
طفلم، نتوان کرد به دشنام خموشم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5905
دستی که به جامی نشود رهزن هوشم
چون پایه تابوت گران است به دوشم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5906
Sources
Persian text source: Ganjoor

