غزل شمارهٔ 1492
Toggle stanza 1زین پس سر آن نیست که من زهد فروشم
زین پس سر آن نیست که من زهد فروشم
ساقی، قدحی ده که به روی تو بنوشم
جایی که نیرزد به جوی دین درستم
این توبه صد جای شکسته چه فروشم؟
بس پیر خرابات که دیدم به شفاعت
تا باز گشادند در میکده دوشم
اکنون که سرم شد به در میکده پامال
چون بیم دهد محتسب از مالش گوشم؟
بوده ست ز هوش و دلم اندیشه تیمار
المنت لله که نه دل ماند نه هوشم
رفت آن که مصلا به کتف داشتم، اکنون
بازیچه گه مغ بچگان شد سر و دوشم
پوشیده بسی خدمت بت کردم و زین پس
زنار هوس می کندم، از تو چه پوشم؟
چون باز نیامد ز بت و بتکده خسرو
اصلاح مزاج سگ دیوانه چه کوشم؟
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
زبن سجدهٔ خود دار تفاخر چه فروشم
در راه تو افتاده سرم لیک به دوشم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2217
از تلخ زبانان نشود پست خروشم
طفلم، نتوان کرد به دشنام خموشم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5905
دستی که به جامی نشود رهزن هوشم
چون پایه تابوت گران است به دوشم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5906
از شش جهتم شکوه زند موج خموشم
در زهر زنم غوطه و سرچشمهٔ نوشم
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 454
Sources
Persian text source: Ganjoor

