غزل شمارهٔ 3
Poet: Naziri Nishapuri
Toggle stanza 1در پرده ره ندادند وقت سخن صبا را
در پرده ره ندادند وقت سخن صبا را
من نیک میشناسم پیغام آشنا را
عیش دیار غربت چون برق در گذار است
نتوان به قید کردن ذوق گریزپا را
وجد و سماع صوفی، خالی از آن مقام است
چیزی به یار ماند، آن آهو خطا را
از خردهای که دارد گل در قبا نگنجد
جایی که هست ذوقی میگردد آشکارا
با فقر و تنگدستی شوم است عجب و مستی
در کشور غیوران نخوت کشد گدا را
بر قدر قابلیت دادند هرچه دادند
حق راست بر تو حجت تهمت منه قضا را
از مرغزار عقبی یا سبزه زار دنیا
تا دانم از کجایی، حرفی بگو خدا را
انصاف و مهربانی، عهد از جهان برانداخت
شد راستی خوش آمد، شد دوستی مدارا
با شاه عشق بازان آخر کسی بگوید
بی آب و دانه کشتی مرغان خوش نوا را
از کاهش محبان بر قدر خود فزایند
با این خسیس مردم، یاری مگیر یارا
خوش فطرتی «نظیری » حل دقیق خود کن
حاصل ز کار مردم بانگی است آسیا را
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
آن شه به سوی میدان خوش می رود سوارا
یا رب، نگاه داری آن شهسوار ما را
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 37
جز پیش ما مخوانید افسانهٔ فنا را
هر کس نمیشناسد آواز آشنا را
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 34
بر طرف رخ نهادی آن جعد مشکسا را
چون شب سیاه کردی روز سفید ما را
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 10
دل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را
دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 5
با آن که میرسانی، آن بادهٔ بقا را
بیتو نمیگوارد، این جام باده ما را
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 190
مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا
گر تو شکیب داری طاقت نمانْد ما را
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 7
آن کس که داد پیوند با کاه کهربا را
خواهد به هم رسانید جانهای آشنا را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 828
Sources
Persian text source: Ganjoor

