غزل شمارهٔ 2
Poet: Naziri Nishapuri
Toggle stanza 1مانند سراب بند بر پا
مانند سراب بند بر پا
بیهوده شدیم دشت پیما
بی بحر نموده شکل ساحل
بی آب نموده موج دریا
سر داده به باد بود و نابود
بگرفته ز خاک عرض و پهنا
بر اوج رسیده گه ز پستی
در پست فتاده گه ز بالا
چون ظلمت نیستی درآمد
نه ماند رخ و نه ماند سیما
در نای دمید دم مغنی
لب بست و فرو نشست غوغا
عاشق که و عشق چیست؟ دانی
درمانده و درد بی مداوا
سرگشته مطلب محالیم
ای کاش نبود این تقاضا
آخر به چه مایه قرب جوییم
بال و پر مور و راه عنقا
آتش نشود به باد خاموش
از سر نرود به فکر سودا
چون حق نشود عیان «نظیری »
گوییم که لااله الا
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
مقربان سلاطین چون گروهی اند که به کوه بلند بالا می روند اما عاقبت به زلازل قهر و نوازل دهر از آن کوه به زیر خواهند افتاد، شک نیست که افتادن بلندتران سخت تر خواهد بود به زیر آمدن فروتران سهل تر.
بود ایوان قرب شاه والا
JamiBaharistanروضهٔ سوم (در ذکر پادشاهان)بخش 5
برخیز و صبوح را بیارا
پُر لَخلخه کن کنار ما را
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 119
تا چند تو پس روی به پیش آ
در کفر مرو به سوی کیش آ
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 120
گفتی که گزیدهای تو بر ما
هرگز نبدست این مفرما
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 125
کو مطرب عشق چست دانا
کز عشق زند نه از تقاضا
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 127
دانی چه بود کمال انسان؟
با دشمن و دوست لطف و احسان
SaadiMawaʿizMasnaviyatشمارهٔ 16
احسنت و زه ای نگار زیبا
آراسته آمدی بر ما
SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1
Sources
Persian text source: Ganjoor

