غزل شمارهٔ 2

Toggle stanza 1
مانند سراب بند بر پا
1

مانند سراب بند بر پا

بیهوده شدیم دشت پیما

2

بی بحر نموده شکل ساحل

بی آب نموده موج دریا

3

سر داده به باد بود و نابود

بگرفته ز خاک عرض و پهنا

4

بر اوج رسیده گه ز پستی

در پست فتاده گه ز بالا

5

چون ظلمت نیستی درآمد

نه ماند رخ و نه ماند سیما

6

در نای دمید دم مغنی

لب بست و فرو نشست غوغا

7

عاشق که و عشق چیست؟ دانی

درمانده و درد بی مداوا

8

سرگشته مطلب محالیم

ای کاش نبود این تقاضا

9

آخر به چه مایه قرب جوییم

بال و پر مور و راه عنقا

10

آتش نشود به باد خاموش

از سر نرود به فکر سودا

11

چون حق نشود عیان «نظیری »

گوییم که لااله الا

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور