غزل شمارهٔ 1

Toggle stanza 1
اذا ماشئت ان تحیی حیوة حلوة المحیا
1

اذا ماشئت ان تحیی حیوة حلوة المحیا

به رسوایی برآور سر ز مستوری برون نِهْ پا

2

حدیث حسن و مشتاقی درون پرده پنهان بود

برآمد شوق از خلوت نهاد این راز بر صحرا

3

ز خط و خال رخسارش قضا شکل نمود اول

قلم برداشت هر ذره ورق پر گشت از انشا

4

در آن گلشن هوا بودم که مستی زاد از نرگس

در آن مجلس صفا بودم که عشق از حسن شد پیدا

5

به زحمت اتصال افتد، چو پیوندی برید از هم

به فرصت قطره دریا می‌شود، چون قطره شد دریا

6

کجا ناز و نیاز عاشق و معشوق کم گردد

ز حاجت حسن مستغنی و ما محتاج استغنا

7

شراب و شاهد و میخانه و ساقی همه دلکش

به این خمار بی‌پروا سری داریم و صد سودا

8

تقاضا بر تقاضا می‌رسد زان سوی دل هر دم

زمانی نیستم خالی فغان زین شوق کارافزا

9

اگر نالم ز حرمان رخ مگردان حسبة لله

قیاس وصل و محرومی گلستانست و نابینا

10

درون بیت احزان پیر نابینا چه می‌داند

که شهری بر سر سودای یوسف می‌کند غوغا

11

«نظیری» گر طمع داری که مقبول جهان باشی

فلا تحسد و لاتبخل و لاتحرص علی الدنیا

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور