غزل شمارهٔ 439

Toggle stanza 1
شب نه تشویش صبا نی شور بلبل داشتم
1

شب نه تشویش صبا نی شور بلبل داشتم

خلوتی تا صبحدم با سنبل و گل داشتم

2

عیش ها سیل بهاری بود، تا آمد گذشت

صحبتی با دوستداران بر سر پل داشتم

3

یاد آن مستان که برچیدند از اینجا نقل و جام

بهره کیفیتی از جزو تا کل داشتم

4

پرتو اکسیر چشمانم به گنج افتاده بود

هرچه می بردند در بردن تغافل داشتم

5

کارم از یک زخمه آخر شد که ظاهر کرد عشق

هرچه در جوهر ترقی و تنزل داشتم

6

عشق و مستی زودتر زینم به مقصد می رساند

دیر از آن رفتم که در رفتن تأمل داشتم

7

در همه کاری مسافر را سبکباری خوش است

بسکه ماندم توشه در بار توکل داشتم

8

می‌شنیدم از «نظیری» عشق وی کردم هوس

کی چنین جانسوز دردی در تخیل داشتم

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor