غزل شمارهٔ 5339
Poet: Saib
Toggle stanza 1یاد ایامی که شور عشق بلبل داشتم
یاد ایامی که شور عشق بلبل داشتم
از دل صد پاره دامانی پر از گل داشتم
از نسیم شوق هر مو داشت رقصی بر تنم
از پریشانی دل جمعی چو سنبل داشتم
خانه ام بی انتظار خانه پردازی نبود
چشم دایم در ره سیلاب چون پل داشتم
آرزو در سینه ام هرگز نشد مطلق عنان
سد راهی دایم از تیغ تغافل داشتم
من که روشن بود چشم نوبهار از دیدنم
یک چمن خمیازه در آغوش چون گل داشتم
روی شرم آلود گل شد سرمه آواز من
ورنه من هم شعله آواز بلبل داشتم
پای در دامان حیرت داشت رقص گردباد
در بیابانی که من سیر از توکل داشتم
قطره ام در ابر نیسان داشت آتش زیر پا
بس که امید ترقی در تنزل داشتم
خصم را مغلوب کردن از مروت دور بود
ورنه من غالب حریفی چون تحمل داشتم
می درد گوهر گریبان صدف را ورنه من
از شرافت ننگ از عرض تجمل داشتم
ربط من صائب به این بستانسرا امروز نیست
گفتگوها در حریم بیضه با گل داشتم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

