غزل شمارهٔ 440
Toggle stanza 1خود را کباب ازین دل خودکام کردهام
11
خود را کباب ازین دل خودکام کردهام
این پارهآتشیست دلش نام کردهام
22
گر روزگار دشمن من گشته دور نیست
خونها ز رشک در دل ایام کردهام
33
این دل که در وصال تسلی ازو نبود
خرسندش از تغافل و دشنام کردهام
44
بیصبرم آنچنان که به قدر کرشمهای
جانی گرو نهاده، دلی وام کردهام
55
پیش خیال او حذر ای دل ز اضطراب
این صید را به حیله دمی رام کردهام
66
شام فراق در نظرم داغ حسرتی است
هر می که روز وصل تو در جام کردهام
77
از نیم جرعه لطف «نظیری» چه بیخودیست؟
این روز وصل بود که من شام کردهام
Sources
Persian text source: Ganjoor

