Toggle stanza 1
ز خیل نغمه‌سنجان رفتم و طرز کهن بردم
1

ز خیل نغمه‌سنجان رفتم و طرز کهن بردم

صداع بلبل کج‌نغمه از طرف چمن بردم

2

نه زیب باغ کم شد نی بساط سبزه خالی شد

خس خشکی ز نزهتگاه سرو و یاسمن بردم

3

دگر در شهر از مستی و رسوایی نمی‌گنجم

بیابان دیدم و دستی به جیب پیرهن بردم

4

ز بی‌مهری یارانم ازین به یادگاری نیست

که مهر خویشتن را از ضمیر خویشتن بردم

5

هر آمیزش که سنجیدم خواص زهر می‌بخشید

مذاق ناخوشی از شهد و شیر انجمن بردم

6

به صد کان مومیایی ای حریفان به نمی‌گردد

شکست خاطری کز بزم آن پیمان‌شکن بردم

7

فراغ خاطر از سیر و سفر جستم نشد حاصل

غم غربت فراهم کردم و سوی وطن بردم

8

«نظیری» مست و بدخو دیدمش فرصت غنیمت بود

لب پرشکوه پیشش رفتم و تیغ و کفن بردم

Sources

Persian text source: Ganjoor