غزل شمارهٔ 440

Toggle stanza 1
به چشمم تا خیال لعل آن قصاب می‌گردد
1

به چشمم تا خیال لعل آن قصاب می‌گردد

دمادم در اشک من به خون ناب می‌گردد

2

دمادم سجده می‌آرم من بیدل به هر ساعت

خیال طاق ابروی توام محراب می‌گردد

3

همی‌گردد خیال رویت اندر خانه چشمم

مثال ماهیی کاندر میان آب می‌گردد

4

سر زلفت سرش بر باد خواهد داد می‌دانم

که رسوا می‌شود دزدی که در مهتاب می‌گردد

5

تو سلطان‌وار بنشین و مترس از خسروی چون من

که او از گریه‌ای در پای ما نایاب می‌گردد

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor