غزل شمارهٔ 440
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1به چشمم تا خیال لعل آن قصاب میگردد
به چشمم تا خیال لعل آن قصاب میگردد
دمادم در اشک من به خون ناب میگردد
دمادم سجده میآرم من بیدل به هر ساعت
خیال طاق ابروی توام محراب میگردد
همیگردد خیال رویت اندر خانه چشمم
مثال ماهیی کاندر میان آب میگردد
سر زلفت سرش بر باد خواهد داد میدانم
که رسوا میشود دزدی که در مهتاب میگردد
تو سلطانوار بنشین و مترس از خسروی چون من
که او از گریهای در پای ما نایاب میگردد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
در این گلشن کدامین شعله با این تاب میگردد
که از شبنم به چشم لاله و گل آب میگردد
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 947
سیه مستی به دور ساغرت بیتاب میگردد
به عرض سرمه گرد چشم مستت خواب میگردد
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 948
دل سنگ از شکست دانه من آب میگردد
ز عاجزنالی من آسیا گرداب میگردد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2832
ز دامان ترم ریگ روان سیراب میگردد
نمک در دیده من پردههای خواب میگردد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2833
ز آهم بیستون سرچشمهٔ سیماب میگردد
دل آهن زبرق تیشه من آب میگردد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2834
Sources
Persian text source: Ganjoor

