غزل شمارهٔ 441
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1هنوزت ناز گرد چشم خوابآلود میگردد
هنوزت ناز گرد چشم خوابآلود میگردد
هنوز از تو شکیب عاشقان نابود میگردد
چرا دیوانگی نارد مرا در گرد کوی او؟
که در هر گوشه چندین جان ناخشنود میگردد
به صد جان بندهام آن غمزه را با آنکه میدانم
که مرگم گرد آن پیکان زهرآلود میگردد
چه پرسی حال شبهای کسی کش چون تو غمخواری
همه شب از درون جان غم فرسود میگردد
جگر میسوزدم، جانا، مشو ناخوش ز بوی من
اگر در گرد دامان تو بوی عود میگردد
مناز از روی چون خورشید خود چندین، چو میدانی
که روز حسن را سایه به غایت زود میگردد
تو معذوری، اگر در روی خسرو چشم نگشایی
چنین کز آه او هر دم جهان پر دود میگردد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
مبین گستاخ در رویش چو مشک اندود میگردد
که خال او ز خط زنبور خاکآلود میگردد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2835
به خدمت بنده از آزادمردان زود میگردد
ایاز از حسن خدمت عاقبت محمود میگردد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2836
از آن از سیر صحرا خاطرم خشنود میگردد
که داغم از سواد شهر مُشکاندود میگردد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2837
دلم در عاشقی با زخم زهر آلود می گردد
که از دنبال درد آوارهٔ بهبود می گردد
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 278
هوس پروانه است اما به گرد دود میگردد
نظر خوبست اما دل غبارآلود میگردد
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 166
Sources
Persian text source: Ganjoor

