غزل شمارهٔ 2837
Poet: Saib
Toggle stanza 1از آن از سیر صحرا خاطرم خشنود میگردد
از آن از سیر صحرا خاطرم خشنود میگردد
که داغم از سواد شهر مُشکاندود میگردد
ز ما اندیشه دارد خصم بیحاصل، نمیداند
که چوب بید در آتشگه ما عود میگردد
غبار راه هرکس میشوم از پستی طالع
پی آزار من زنبور خاکآلود میگردد
گر اظهار پشیمانی کند گردون مشو ایمن
که بدعهد از پشیمانی پشیمان زود میگردد
اگر این است برق بینیازی غمزه او را
متاع کفر و ایمان سر به سر نابود میگردد
نمیدانم زیان و سود خود را، این قدر دانم
که سود من زیان است و زیانم سود میگردد
به چشم کم به داغ لاله صحرانشین منگر
که شمع ایمن اینجا در لباس دود میگردد
من از زناریان کفر نعمت نیستم صائب
به اندک التفاتی خاطرم خشنود میگردد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
هنوزت ناز گرد چشم خوابآلود میگردد
هنوز از تو شکیب عاشقان نابود میگردد
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 441
دلم در عاشقی با زخم زهر آلود می گردد
که از دنبال درد آوارهٔ بهبود می گردد
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 278
هوس پروانه است اما به گرد دود میگردد
نظر خوبست اما دل غبارآلود میگردد
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 166
مبین گستاخ در رویش چو مشک اندود میگردد
که خال او ز خط زنبور خاکآلود میگردد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2835
به خدمت بنده از آزادمردان زود میگردد
ایاز از حسن خدمت عاقبت محمود میگردد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2836
Sources
Persian text source: Ganjoor

