غزل شمارهٔ 2834
Poet: Saib
Toggle stanza 1ز آهم بیستون سرچشمهٔ سیماب میگردد
ز آهم بیستون سرچشمهٔ سیماب میگردد
دل آهن زبرق تیشه من آب میگردد
درین دریا نه تنها قطره سر از پا نمیداند
زبان موج میپیچد، سرگرداب میگردد
به داد حق قناعت کن که با اکسیر خرسندی
به خاکستر اگر پهلو نهی سنجاب میگردد
کمر بسته است نه گردون به خون آبروی من
به آب روی من پنداری این دولاب میگردد
عقیق بینیازی نیست در گنجینهٔ شاهان
سکندر گرد عالم بهر یک دم آب میگردد
اگر داری تلاش وصل دست از جان بشو صائب
که شبنم را دل از قرب گلستان آب میگردد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
به چشمم تا خیال لعل آن قصاب میگردد
دمادم در اشک من به خون ناب میگردد
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 440
در این گلشن کدامین شعله با این تاب میگردد
که از شبنم به چشم لاله و گل آب میگردد
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 947
سیه مستی به دور ساغرت بیتاب میگردد
به عرض سرمه گرد چشم مستت خواب میگردد
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 948
دل سنگ از شکست دانه من آب میگردد
ز عاجزنالی من آسیا گرداب میگردد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2832
ز دامان ترم ریگ روان سیراب میگردد
نمک در دیده من پردههای خواب میگردد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2833
Sources
Persian text source: Ganjoor

