غزل شمارهٔ 1496
Toggle stanza 1ماهی رَوَد و من همه شب خواب ندانم
ماهی رَوَد و من همه شب خواب ندانم
وه این چه حیات است که من میگذرانم
گفتی که «چسانی، ز غمم باز نگویی؟»
من با تو چه گویم، چو ندانم که چسانم؟
یک شب ز رخ خویش چراغیم کرم کن
تا قصه اندوه توام پیش تو خوانم
بودهست گمانم که ز دستت نبرم جان
جاوید بزی تو که یقین گشت گمانم
پرسی که بگو حال خود، ای دوست، چه پرسی؟
آن به که من این قصه به گوشَت نرسانم
نی ز آن منی تو، چه برم رشک ز اغیار
بیهوده مگس از شکرستان که رانم؟
تا چند دهی دردسر، ای اهل نصیحت
من خود ز دل سوخته خویش به جانم
زان گونه که ماندی تو درین سینه، هم اکنون
مانی تو درین سینه و من بنده نمانم
گویند که «خسرو، تو شدی خاک به کویش »
ناچار چو رفتن به درش مینتوانم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
نی قابل سودم نه سزاوار زیانم
چون صبح غباری به هوا چیده دکانم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2264
هر چند درین مرحله بی تاب و توانم
چون آبله سر در قدم راهروانم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2265
چون آینه رازنما باشد جانم
تانم که نگویم نتوانم که ندانم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1486
ای خواجه بفرما به کی مانم به کی مانم
من مرد غریبم نه از این شهر جهانم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1488
ساقی ز پی عشق روان است روانم
لیکن ز ملولی تو کند است زبانم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1489
هر گه که به تو در نگرم خیره بمانم
من روی تو را ای بت مانند ندانم
SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 260
از عشق ندانم که کیم یا به که مانم
شوریده تنم عاشق و سرمست و جوانم
SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 261
Sources
Persian text source: Ganjoor

