غزل شمارهٔ 260
Toggle stanza 1هر گه که به تو در نگرم خیره بمانم
11
هر گه که به تو در نگرم خیره بمانم
من روی تو را ای بت مانند ندانم
22
هر گه که برآیی به سر کو به تماشا
خواهم که دل و دیده و جان بر تو فشانم
33
هجرانت دمار از من بیچاره برآورد
گر دست نگیری تو مرا زنده نمانم
44
یک ره نظری کن به سوی بنده نگارا
ای چشم و چراغ من و ای جان جهانم
55
گر هیچ ظفر یابم یک روز بر آن کوی
هرگز نشوم مرده و جاوید بمانم
66
گر دولت یاری کند و بخت مساعد
من فرق سر از چرخ فلک در گذرانم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ماهی رَوَد و من همه شب خواب ندانم
وه این چه حیات است که من میگذرانم
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1496
نی قابل سودم نه سزاوار زیانم
چون صبح غباری به هوا چیده دکانم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2264
هر چند درین مرحله بی تاب و توانم
چون آبله سر در قدم راهروانم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2265
چون آینه رازنما باشد جانم
تانم که نگویم نتوانم که ندانم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1486
ای خواجه بفرما به کی مانم به کی مانم
من مرد غریبم نه از این شهر جهانم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1488
ساقی ز پی عشق روان است روانم
لیکن ز ملولی تو کند است زبانم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1489
از عشق ندانم که کیم یا به که مانم
شوریده تنم عاشق و سرمست و جوانم
SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 261

