غزل شمارهٔ 132

Toggle stanza 1
در هجر توام کار به جز آه و فغان نیست
1

در هجر توام کار به جز آه و فغان نیست

در پیش توام دان که زبانم به دهان نیست

2

بی دوست اگر خلق به جان می زید و سر

هم جان و سر دوست که ما را سر آن نیست

3

سهل است اگر هر دو جهان باز گذارند

از بهر نگاری که چو او در دو جهان نیست

4

ما زنده بدوییم که جان می رود از ما

بر وی که به معشوقه زید منت آن نیست

5

مشنو سخن عاشقی از هرزه زبانان

کاین کار دل است ای پسر و کار زبان نیست

6

گفتی که هم آغوش خیالم به چه سانی

خواب خوش مجنون به بر دوست نهان نیست

7

خسرو ز تو گر دل بستد صاحب حسنی

خوش باش که یوسف به یکی قلب گران نیست

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor