Toggle stanza 1
بیچاره کسی کو به غم خوش پسران زیست
1

بیچاره کسی کو به غم خوش پسران زیست

کز دیده و دل در پی ایشان نگران زیست

2

گر یافت کسی از لب بی خط اثر ذوق

تا زیست در اندیشه ساده شکران زیست

3

همچون کمر زر همه با کوفتگی ساخت

آن یار که بر پشته زرین کمران زیست

4

چون یار از آن دگران شد، بکش ای هجر

زیرا نتوانیم به جان دگران زیست

5

چون غم کشدم زان لب و زان روی کنم یاد

تا چند توان بر صفت حیله گران زیست

6

اندر روش زنده دلان، زنده کسی نیست

جز کشته خوبان که در آن مرده آن زیست

7

ترسم که بمیرد به ته کفش ملامت

خسرو که به دنباله شیرین پسران زیست

Sources

Persian text source: Ganjoor