غزل شمارهٔ 131
Toggle stanza 1بیچاره کسی کو به غم خوش پسران زیست
11
بیچاره کسی کو به غم خوش پسران زیست
کز دیده و دل در پی ایشان نگران زیست
22
گر یافت کسی از لب بی خط اثر ذوق
تا زیست در اندیشه ساده شکران زیست
33
همچون کمر زر همه با کوفتگی ساخت
آن یار که بر پشته زرین کمران زیست
44
چون یار از آن دگران شد، بکش ای هجر
زیرا نتوانیم به جان دگران زیست
55
چون غم کشدم زان لب و زان روی کنم یاد
تا چند توان بر صفت حیله گران زیست
66
اندر روش زنده دلان، زنده کسی نیست
جز کشته خوبان که در آن مرده آن زیست
77
ترسم که بمیرد به ته کفش ملامت
خسرو که به دنباله شیرین پسران زیست
Sources
Persian text source: Ganjoor

