غزل شمارهٔ 97
Toggle stanza 1دل بردن ازین شیوه عیانست و عیان نیست
دل بردن ازین شیوه عیانست و عیان نیست
دانی که مرا بر تو گمانست و گمان نیست
در عرض غمت پیکر اندیشه لالم
پا تا سرم انداز بیانست و بیان نیست
فرمان تو بر جان من و کار من از تو
بی پرده به هر پرده روانست و روان نیست
نازم به فریبی که دهی اهل نظر را
کز بوسه پیامی به دهانست و دهان نیست
داغیم ز گلشن که بهارست و بقا هیچ
شادیم به گلخن که خزانست و خزان نیست
سرمایه هر قطره که گم گشت به دریا
سودی است که مانا به زیانست و زیان نیست
در هر مژه و بر هم زدن این خلق جدیدست
نظاره سگالد که همانست و همان نیست
در شاخ بود موج گل از جوش بهاران
چون باده به مینا که نهانست و نهان نیست
ناکس ز تنومندی ظاهر نشود کس
چون سنگ سر ره که گرانست و گران نیست
پهلو بشکافید و ببینید دلم را
تا چند بگویم که چه سانست و چه سان نیست؟
غالب هله نظارگی خویش توان بود
زین پرده برون آ که چنانست و چنان نیست
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
در هجر توام کار به جز آه و فغان نیست
در پیش توام دان که زبانم به دهان نیست
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 132
آن را که بود تیغ زبان بی لب نان نیست
روزی ز دل خود بود آن را که دهان نیست
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2186
لب بسته ما بیخبر از راز جهان نیست
بسیار بود حرف کسی را که زبان نیست
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2187
منظور من آن موی میان است و میان نیست
رزق من ازان تنگ دهان است و دهان نیست
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2188
آن شیوه که غارت گر صد قافله جان نیست
در سلسله ی حسن تواش نام و نشان نیست
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 142
Sources
Persian text source: Ganjoor

