غزل شمارهٔ 1680
Toggle stanza 1بوی وفا ز طره عنبرفشان تو
بوی وفا ز طره عنبرفشان تو
عشاق را نه جز ستم بیکران تو
شب نیستی که می نکنم تا به وقت صبح
افغان ز جور غمزه نامهربان تو
برق از نفس گشایم و ژاله زنم ز اشک
شاخ وفا دمد مگر از گلستان تو
نادیده کس میان تو و تابدیده ام
گم گشته ام ز لاغری اندر میان تو
تن موی شد مرا و به هر موی از تنم
غم کوه کوه در غم کوه روان تو
زرد و خمیده شد تن خسرو که تا شود
خلخال پایهای سگ پاسبان تو
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
آمد خیال آن رخ چون گلستان تو
و آورد قصههای شکر از لبان تو
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2235
ای برده عقل ما اجل ناگهان تو
وی در نقاب غیب نهان گشته جان تو
SanaiDivan-e AshʿarQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 162 - در مرثیهٔ تاجالدین ابوبکر
ای فتنه سایه پرور سرو روان تو
مه در کمند کاکل عنبرفشان تو
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6538
خون گریم ار چه از ستم بیکران تو
هم خاک روبم از مژه بر آستان تو
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1675
هر جا که لب به خنده گشاید دهان تو
خونابه ایست از لب چون ناردان تو
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1676
Sources
Persian text source: Ganjoor

