غزل شمارهٔ 1679
Toggle stanza 1هر شب منم فتاده به گرد سرای تو
هر شب منم فتاده به گرد سرای تو
تا روز آه و ناله کنم از برای تو
روزی که ذره ذره شود استخوان من
باشد هنوز در دل تنگم هوای تو
هرگز شب وصال تو روزی نشد مرا
ای وای بر کسی که بود مبتلای تو
جان را روان برای تو خواهم نثار کرد
دستم نمی دهد که نهم سر به پای تو
جانا، بیا ببین تو شکسته دلی من
عمری گذشته است منم آشنای تو
بر حال زار من نظری کن ز روی لطف
تو پادشاه حسنی و خسرو گدای تو
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
جانا توی کلیم و منم چون عصای تو
گه تکیه گاه خلقم و گه اژدهای تو
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2236
ای بیش از آنکه در قلم آید ثنای تو
واجب بر اهل مشرق و مغرب دعای تو
SaadiMawaʿizQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 49 - در ستایش ملکه ترکان خاتون
مپسند پر ز داغ کنم از جفای تو
آن کیسه ها که دوخته ام بر وفای تو
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6542
در هیچ پرده نیست، نباشد نوای تو
عالم پُر است از تو و خالی است جای تو
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6544
Sources
Persian text source: Ganjoor

