Toggle stanza 1
هر شب منم فتاده به گرد سرای تو
1

هر شب منم فتاده به گرد سرای تو

تا روز آه و ناله کنم از برای تو

2

روزی که ذره ذره شود استخوان من

باشد هنوز در دل تنگم هوای تو

3

هرگز شب وصال تو روزی نشد مرا

ای وای بر کسی که بود مبتلای تو

4

جان را روان برای تو خواهم نثار کرد

دستم نمی دهد که نهم سر به پای تو

5

جانا، بیا ببین تو شکسته دلی من

عمری گذشته است منم آشنای تو

6

بر حال زار من نظری کن ز روی لطف

تو پادشاه حسنی و خسرو گدای تو

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور