غزل شمارهٔ 1675

Toggle stanza 1
خون گریم ار چه از ستم بیکران تو
1

خون گریم ار چه از ستم بیکران تو

هم خاک روبم از مژه بر آستان تو

2

بسیار آبگینه دلها شکسته ای

زین جرم سنگ شد دل نامهربان تو

3

جان رفت و نه وصال توام شد نه عیش خوش

نه من از آن خویش شدم نه از آن تو

4

در دل که شب جفای تو می گشت تا به روز

گفتم که، ای تو، در دل من، گفت، جان تو

5

ابرو ترش مکن که شود کشته عالمی

زین چاشنی که می نگرم در کمان تو

6

از تنگی دهان توام دست کی دهد

روزی من چو تنگ تر است از دهان تو

7

گفتی که خسرو آن من است این چه دولت است

یعنی منم که می گذرم بر زبان تو

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor