غزل شمارهٔ 1681
Toggle stanza 1مست آمد آن نگار که ما مست روی او
11
مست آمد آن نگار که ما مست روی او
دیوانگیست کار من از جستجوی او
22
با خود برید چشم من از روی مردمی
گر آرزو کنید که بینید روی او
33
بر خاک کوی وی دل من دوش گم شده ست
یک ره طلب کنید دل از خاک کوی او
44
خواهید تا چو من نشوید از بلای هجر
در من نگه کنید و ببینید سوی او
55
گر تلخ پاسخی دهد از خوی تلخ خویش
هم بشنوید و تلخ مدانید خوی او
66
گر هیچ نیست، پیش نسیم صبا روید
بر خسرو شکسته رسانید بوی او
Sources
Persian text source: Ganjoor

