غزل شمارهٔ 1790

Toggle stanza 1
گرچه به هر سخن دلم از تن ربوده‌ای
1

گرچه به هر سخن دلم از تن ربوده‌ای

با این همه بگوی، که جانم فزوده‌ای

2

چشمت به غمزه بردن دل‌ها نمونه‌ای‌ست

تا تو بدین بهانه چه دل‌ها ربوده‌ای!

3

رویت درون پرده و صد پرده چاک از او

شادی به روزگار کسی کِش نموده‌ای

4

بالین گردناک مرا طعنه می‌زنی

جانا، به تکیه‌گاه غریبان نبوده‌ای

5

آسان مگیر آه و دم سرد من، از آنک

خردی و گرم و سرد جهان نآزموده‌ای

6

گفتی که خون به دست خودت ریز، ای رقیب

شکرانه بر من است که از وی شنوده‌ای

7

کی داند انده شب تنهانشستگان؟

ای آن که مست در بر جانان غنوده‌ای

8

ای مرغ آب، عربده دریات سهل بود

پروانه‌وار سینه بر آتش نسوده‌ای

9

بد گفت عاشقانت چنین کرد، خسروا

رنجه مشو که کِشته خود را دروده‌ای

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Audio

No recording yet. Be the first to share your voice.

Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.

Sources

Persian text source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…
غزل شمارهٔ 1790 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood