غزل شمارهٔ 1791
Toggle stanza 1تو شوخ هر کجا لب خندان گشوده ای
11
تو شوخ هر کجا لب خندان گشوده ای
از دل بسی گره که به دندان گشوده ای
22
آب حیات می رودت در سخن که لب
گویی ره آب چشمه حیوان گشوده ای
33
ما چون زییم بیش که از بهر جان ما
مستی و خوی چکان و گریبان گشوده ای
44
هست از برای کینه ما خط کشیدنت
مضمون نهان مدار که عنوان گشوده ای
55
فریاد رس مرا و ز فریاد وارهانش
خسرو که هر شبی ز وی افغان گشوده ای
Audio
Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.
Sources
Persian text source: Ganjoor
Conversation
Reader comments
Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.
Loading…

