Toggle stanza 1
تو شوخ هر کجا لب خندان گشوده ای
1

تو شوخ هر کجا لب خندان گشوده ای

از دل بسی گره که به دندان گشوده ای

2

آب حیات می رودت در سخن که لب

گویی ره آب چشمه حیوان گشوده ای

3

ما چون زییم بیش که از بهر جان ما

مستی و خوی چکان و گریبان گشوده ای

4

هست از برای کینه ما خط کشیدنت

مضمون نهان مدار که عنوان گشوده ای

5

فریاد رس مرا و ز فریاد وارهانش

خسرو که هر شبی ز وی افغان گشوده ای

Sources

Persian text source: Ganjoor