غزل شمارهٔ 1775
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1فریاد کاندر شهر ما خون میکند عیارهای
فریاد کاندر شهر ما خون میکند عیارهای
شوخیکشی غارتگری مردمکشی خونخوارهای
او میرود جولانزنان بر پشت زین وز هر طرف
نظارگی در روی او حیران و خوش نظارهای
من چون توانم دیدنش آخر به چشم مردمان
کز چشم خود در غیرتم بر آنچنان رخسارهای
دارد لب شیرین او کاری ز دندان کسی
کان هست جان پارهام یا هست از جان پارهای
امشب خیال از صبر من میکرد پرسشگونهای
گفتم «چه پرسی حال او، سرگشته آوارهای»
از چیست، ای شاخ جوان، بر ما فروناید سرت؟
آخر چه کم گردد ز تو، گر برخورد بیچارهای
در دیده خسرو نگر ز اشک و خیال روی تو
ماهیت در هر گوشهای بر هر مژه سیارهای
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
دامن کشانم میکِشد در بتکده عَیّارهای
من همچو دامن میدَوَم اندر پی خونخوارهای
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2439
از بامدادان ساغری پر کرد خوش خمارهای
چون فرقدی عرعرقدی شکرلبی مه پارهای
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2445
نی سنبل تنباکویی نه آتش رخسارهای
دل بوی خامی میدهد بیداغ آتشپارهای
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 562
شهریست معمور و در او از هر طرف مهپارهای
مسکین دلم صدپاره و در دست هر مه پارهای
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1772
Sources
Persian text source: Ganjoor

