غزل شمارهٔ 1776

Toggle stanza 1
خردی هنوز و کودکی، ای نازنین، برنا نه‌ای
1

خردی هنوز و کودکی، ای نازنین، برنا نه‌ای

جورت نمی‌گیرم گنه، کز نیک و بد دانا نه‌ای

2

هر سو که زیبا بگذرد، در دل همی بار آورد

زیباییت جان می‌برد، یا آفتی، زیبا نه‌ای

3

رخسار جان‌پرور ترا، شکلی ز جان خوش‌تر ترا

بیهوده هرکس مر ترا جان می‌نخواند تا نه‌ای

4

آشوب عقل گمرهی بر نیکوان شاهنشهی

نی نی که خورشید و مهی، پروین نه‌ای، جوزا نه‌ای

5

سروی چنین یا سوسنی یا از گل تر خرمنی

یعنی تو پهلوی منی، یارب تویی این یا نه‌ای

6

رویی چو گل شسته به خوی و آلوده لب‌ها را به می

دل‌ها به گردت پی به پی می‌بینمت، تنها نه‌ای

7

بد عهدی و نامهربان، گه دل دهی گاهی زبان

من با توام باری به جان، گر تو ز دل با ما نه‌ای

8

شوخی مکن زین‌ها مگو کِت نیست با ما آرزو

من بنده‌ام آنجا که تو، لیکن تویی کاینجا نه‌ای

9

دیشب کشیدم از کمین زنجیر زلف عنبرین

چشم تو گفت از خشم و کین خسرو مگر دیوانه‌ای

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor