غزل شمارهٔ 266
Poet: Jami
Toggle stanza 1آن که بر خیل بتان ساخت خدا پادشهش
11
آن که بر خیل بتان ساخت خدا پادشهش
سرمه اهل نظر باد غبار سپهش
22
شرمسارم که چو آمد به سرم قاصد او
برنیامد ز تنم جان که فشانم به رهش
33
حسن قاصد چو به مقصودی شه خاص بود
کی سزد چشم گدایان که شود جلوه گهش
44
چون رسد جلوه کنان کوکبه حسن ایاز
بجز از دیده محمود نشاید نگهش
55
دیده اهل غرض باد چو کافور سفید
تا نبینند به آن خال معنبر سیهش
66
گر دلم را بشکافد چو گل آن غنچه دهان
یابد از شوق خود آغشته به خون ته به تهش
77
نیست جز قول زبان هیچ گنه جامی را
آه اگر درنگذارند کریمان گنهش
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

