غزل شمارهٔ 265
Poet: Jami
Toggle stanza 1نازک اندامی که هست آسیب تن پیراهنش
نازک اندامی که هست آسیب تن پیراهنش
جانم آزارد ز آسیبی که آید بر تنش
چون گلشن می داشتم بر دست چون دارم روا
کوفتد گل گل به تن چون گلبن از دست منش
ترسم از آزار مژگان ورنه دارم آرزو
کز بدن آزردگی چینم به چشم روشنش
فن خوبان است گاهی جنگ و گاهی آشتی
خوبتر بینم ز خوبان جهان در هر فنش
هر زمان بی موجبی با او برآرم سر به جنگ
تا به رسم آشتی دست آورم بر گردنش
شد گریبان وصال او به چنگ از دست من
دست آن کوتا بعد از آن بگیرم دامنش
بهر آن سرو این غزل جامی به برگ گل نویس
باشد آن را افکند باد صبا پیراهنش
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
آیتی از رحمت آمد، گر چه سر تا پا تنش
هم دعایی می دهم از سوز دل پیرامنش
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1161
بینشان حسنی که جز در پرده نتوان دیدنش
عالمی در پرده است از شوخی پیراهنش
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1811
دل به هجران صبر کرد اما فزون شد شیونش
خون طاقت ریخت دندان بر جگر افشردنش
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1812
چون برآمد ماهروی از مطلع پیراهنش
چشم بد را گفتم الحمدی بدم پیرامنش
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 327
گر کنند از رشته جانها زه پیراهنش
از لطافت رنگ گرداند بیاض گردنش
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4900
هر که از خون ریز من آلوده گردد دامنش
عذر ننگ این عمل در عهدهٔ شکر منش
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 403
آرزو دارم که گردم خاک راه توسنش
لیک می ترسم ز من گردی رسد بر دامنش
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 491
Sources
Persian text source: Ganjoor

