غزل شمارهٔ 511
Toggle stanza 1ساقی بده ز خم صفا یک دو جام خاص
11
ساقی بده ز خم صفا یک دو جام خاص
تا یابم از کدورت خود یک دو دم خلاص
22
باشد به قدر لطف سخنور سخن لطیف
از گفته های عام مجو نکته های خاص
33
بر خصم جور پیشه مکن تیغ انتقام
در کیش عشق عفو ز قاتل به از قصاص
44
لطف عمیم دوست مرا خاص خویش خواند
ورنه مرا چه حد که زنم لاف اختصاص
55
طی کن به گام صبر و توکل طریق فقر
خواص ازین معامله شد قدوه خواص
66
بر گوش شیخ نعره مستان بود گران
لیت الزمان یفرغ فی اذنه الرصاص
77
جامی به قید حلقه آن زلف دل بنه
اذ لاخلاص منه بحال و لامناص
Audio
Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.
Sources
Persian text source: Ganjoor
Conversation
Reader comments
Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.
Loading…

