غزل شمارهٔ 327
Poet: Jami
Toggle stanza 1گناه عشق بتان گرچه ساخت نامه سیاهم
11
گناه عشق بتان گرچه ساخت نامه سیاهم
بس است خط عذار تو عذرخواه گناهم
22
نه قطره هاست ز اشکم به روز زرد فتاده
ز دست آبله ها چهره از زباله آهم
33
هزار تن بودم کاشکی که بهر قدومت
در انتظار نشیند یکی به هر سر راهم
44
میان خلق همی بندم از تو چشم جهان بین
ولی به دیده دل نیست جز سوی تو نگاهم
55
ببین چه صبح سعادت دمید تیره شبم را
که دیده بر رخت افتاد بامداد پگاهم
66
ز بس که کاستم از غم بس است سایه تاری
ز طره تو ز گرمای روز هجر پناهم
77
مگو به عشوه که جامی چه خواهی از طلب من
به خاک پای تو سوگند کز تو جز تو نخواهم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

