غزل شمارهٔ 2299
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1به هر طرف که هوای سفر شکست کلاهم
11
به هر طرف که هوای سفر شکست کلاهم
همان شکست شد آخر چو موج توشهٔ راهم
22
خیال موی میانکه شدگره به دل من
که عرض معنی باریک می دهد رگ آهم
33
بهگلشنیکه ادب داشت آبیاری حیرت
نمو ز جوهر آیینه وامکردگیاهم
44
کفیل عافیت من بس است وضع ضعیفی
ز رنگ رفته همان سر به بالش پرکاهم
55
به صفحهای که نویسند حرفی از عمل من
خطاست نقطهاش از انفعال کار تباهم
66
به جز وبال چه دارد سواد نسخهٔ هستی
بس است آفت مورکلف به خرمن ماهم
77
به قطرگی ز محیطم مباش آنهمه غافل
اگر چه مویکمر نیستم حبابکلاهم
88
عبث درین چمنم نیست پر فشانی الفت
چو صبح بویگلی دارد آشنایی آهم
99
چه ممکنست نبالد به عجز ریشهٔ جهدم
شکست آبله میافکند چو تخم به راهم
1010
به جلوهٔ تو ندانم چسان رسم بیدل
به خود نمیرسم از بسکه نارساست نگاهم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

