Toggle stanza 1
چهره زرد ز خون بسته جگر ته به تهم
1

چهره زرد ز خون بسته جگر ته به تهم

سرخرویی بجز این نیست ز بخت سیهم

2

جوی خون گرد من از دیده درآمد چه کنم

قوت پای ندارم که ازین جو بجهم

3

گر دهد جایگهم پیش خود آن سلسله موی

نتوان داشت به زنجیر دگر جا نگهم

4

نیست مقصود من از عشق بتان عیش و خوشی

عرض آنست که از ناخوشی خرد برهم

5

شستم از زنگ ریا خرقه خود صوفی وار

مصطبه صومعه و میکده شد خانقهم

6

به یکی گوشه ام از میکده گر بار دهند

دلق و سجاده تزویر به یک گوشه نهم

7

دست جامی بود و دامن جانان یعنی

بدهم جان ز کف و دامن جانان ندهم

Sources

Persian text source: Ganjoor