غزل شمارهٔ 327

شاعر: جامی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)

قافیہ: اهم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
گناه عشق بتان گرچه ساخت نامه سیاهم
1

گناه عشق بتان گرچه ساخت نامه سیاهم

بس است خط عذار تو عذرخواه گناهم

2

نه قطره هاست ز اشکم به روز زرد فتاده

ز دست آبله ها چهره از زباله آهم

3

هزار تن بودم کاشکی که بهر قدومت

در انتظار نشیند یکی به هر سر راهم

4

میان خلق همی بندم از تو چشم جهان بین

ولی به دیده دل نیست جز سوی تو نگاهم

5

ببین چه صبح سعادت دمید تیره شبم را

که دیده بر رخت افتاد بامداد پگاهم

6

ز بس که کاستم از غم بس است سایه تاری

ز طره تو ز گرمای روز هجر پناهم

7

مگو به عشوه که جامی چه خواهی از طلب من

به خاک پای تو سوگند کز تو جز تو نخواهم

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور